مرتضى مطهرى

214

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مىشد ، مبتنى بر اصولى بود كه در پايان اين عهد به كلى تهى و بىمغز شده بود . انحطاط ، قطعى و ناگزير بود . هنگامى كه غلبهء اسلام دولت ساسانى را كه پشتيبان روحانيون بود واژگون كرد ، روحانيون دريافتند كه بايد كوشش فوق العاده براى حفظ شريعت خود از انحلال تام بنمايند . اين كوشش صورت گرفت ؛ عقيده به زروان و اساطير كودكانه را كه به آن تعلق داشت دور انداختند و آيين مزديسنى را بدون شائبهء زروان پرستى مجدداً سنت قرار دادند . در نتيجه قصصى كه راجع به تكوين جهان در ميان بود تبديل يافت . پرستش خورشيد را ملغى كردند تا توحيد شريعت اوهرمزدى بهتر نمايان باشد و مقام ميترا ( مهر ) را طورى قرار دادند كه موافق با مهر يشت عتيق باشد . بسى از روايات دينى را يا به كلى حذف كردند يا تغيير دادند و بخشهايى از اوستا ى ساسانى و تفاسير آن را كه آلوده به افكار زروانيه شده بود در طاق نسيان نهادند يا از ميان بردند . اين نكته قابل توجه است كه يشتهاى مربوط به تكوين كه خلاصهء آنها در دينكرد باقى مانده ، به قدرى تحليل رفته كه چند سطرى بيش نيست و از آن هم چيزى مفهوم نمىشود . همهء اين تغييرات در قرون تاريك بعد از انقراض ساسانيان واقع شده است . در هيچيك از كتب پارسى اشاره بدين اصلاحات نرفته است . اين شريعت اصلاح شدهء زردشتى را چنين وانمود كرده‌اند كه همان شريعتى است كه در همهء ازمنهء سابق برقرار بوده است . » « 1 » ما بعداً خواهيم گفت كه خدمت اسلام به كيش زردشتى و مردم زردشتى كمتر از خدمتهاى ديگر اين آيين نبوده است . اصلاحات اسلام در آيين زردشتى هرچند غيرمستقيم صورت گرفت ، از اصلاحات زردشت در آيينهاى باستانى مؤثرتر افتاد . ثنويت مانوى تا اينجا بحث در ثنويت زردشتى بود . چنان كه قبلًا گفتيم دو مذهب ديگر نيز در آن دوره بوده است كه آنها نيز ثنوى بوده‌اند : مذهب مانى و مذهب مزدك . ثنويت

--> ( 1 ) . همان ، ص 458 و 459 .